سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 9 - حکایت اتابک تکلهبخش 9 - حکایت اتابک تکلهشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر اخبار شاهان پیشینه هستکه چون تکله بر تخت زنگی نشست2نقل کریںبه دورانش از کس نیازرد کسسبق برد اگر خود همین بود و بس3نقل کریںچنین گفت یک ره به صاحبدلیکه عمرم به سر رفت بی حاصلی4نقل کریںبخواهم به کنج عبادت نشستکه دریابم این پنج روزی که هست5نقل کریںچو میبگذرد جاه و ملک و سریرنبرد از جهان دولت الا فقیر6نقل کریںچو بشنید دانای روشن نفسبه تندی برآشفت کای تکله بس!7نقل کریںطریقت به جز خدمت خلق نیستبه تسبیح و سجاده و دلق نیست8نقل کریںتو بر تخت سلطانی خویش باشبه اخلاق پاکیزه درویش باش9نقل کریںبه صدق و ارادت میان بستهدارز طامات و دعوی زبان بسته دار10نقل کریںقدم باید اندر طریقت نه دمکه اصلی ندارد دم بیقدم11نقل کریںبزرگان که نقد صفا داشتندچنین خرقه زیر قبا داشتند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی از بزرگان اهل تمیزحکایت کند ز ابن عبدالعزیزسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 8 - حکایت در معنی شفقتاگلی نظمشنیدم که بگریست سلطان رومبر نیکمردی ز اهل علومسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 10 - حکایت ملک روم با دانشمندآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی از بزرگان اهل تمیزحکایت کند ز ابن عبدالعزیزسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 8 - حکایت در معنی شفقت
اگلی نظمشنیدم که بگریست سلطان رومبر نیکمردی ز اهل علومسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 10 - حکایت ملک روم با دانشمند