سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 26 - حکایتبخش 26 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز تاج مَلِکزادهای در مناخشبی لعلی افتاد در سنگلاخ2نقل کریںپدر گفتش اندر شب تیرهرنگچه دانی که گوهر کدام است و سنگ؟3نقل کریںهمه سنگها پاس دار ای پسرکه لعل از میانش نباشد به در4نقل کریںدر اوباش، پاکان شوریده رنگهمان جای تاریک و لعلند و سنگ5نقل کریںچو پاکیزهنفسان و صاحبدلانبر آمیختهستند با جاهلان6نقل کریںبه رغبت بکش بار هر جاهلیکه افتی بهسر وقت صاحبدلی7نقل کریںکسی را که با دوستی سرخوش استنبینی که چون بار دشمن کش است؟8نقل کریںبدرّد چو گل جامه از دست خارکه خون در دل افتاده خندد چو نار9نقل کریںغم جمله خور در هوای یکیمراعات صد کن برای یکی10نقل کریںگرت خاکپایانِ شوریدهسرحقیر و فقیر آید اندر نظر11نقل کریںبه مردی کز ایشان به در نیست آنبه خدمت کمر بندشان بر میان12نقل کریںتو هرگز مبینشان به چشم پسندکه ایشان پسندیده حق بسند13نقل کریںکسی را که نزدیک ظنت بد اوستچه دانی که صاحبولایت خود اوست؟14نقل کریںدر معرفت بر کسانی است بازکه درهاست بر روی ایشان فراز15نقل کریںبسا تلخ عیشان تلخی چشانکه آیند در حله دامنکشان16نقل کریںببوسی گرت عقل و تدبیر هستملکزاده را در نواخانه دست17نقل کریںکه روزی برون آید از شهربندبلندیت بخشد چو گردد بلند18نقل کریںمسوزان درخت گل اندر خریفکه در نوبهارت نماید ظریف◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی را پسر گم شد از راحلهشبانگه بگردید در قافلهسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 25 - حکایتاگلی نظمیکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشتسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 27 - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالیآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمیکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشتسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 27 - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی