سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 5 - حکایتِ عابد با شوخدیدهبخش 5 - حکایتِ عابد با شوخدیدهشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںزباندانی آمد به صاحبدلیکه محکم فروماندهام در گلی22نقل کریںیکی سِفله را ده درم بر من استکه دانگی از او بر دلم ده من است33نقل کریںهمه شب پریشان از او حال منهمه روز چون سایه دنبال من44نقل کریںبکرد از سخنهای خاطر پریشدرون دلم چون درِ خانه ریش55نقل کریںخدایش مگر تا ز مادر بزادجز این ده درم چیز دیگر نداد66نقل کریںندانسته از دفتر دین الفنخوانده به جز باب لاینصرف77نقل کریںخور از کوه یک روز سر بر نزدکه آن قلتبان حلقه بر در نزد88نقل کریںدر اندیشهام تا کدامم کریماز آن سنگدل دست گیرد به سیم99نقل کریںشنید این سخن پیر فرخ نهاددرستی دو، در آستینش نهاد1010نقل کریںزر افتاد در دست افسانه گویبرون رفت از آنجا چو زر تازهروی1111نقل کریںیکی گفت: شیخ! این ندانی که کیست؟بر او گر بمیرد نباید گریست1212نقل کریںگدایی که بر شیر نر زین نهدابو زید را اسب و فرزین نهد1313نقل کریںبر آشفت عابد که خاموش باشتو مرد زبان نیستی، گوش باش1414نقل کریںاگر راست بود آنچه پنداشتمز خلق آبرویش نگه داشتم1515نقل کریںوگر شوخچشمی و سالوس کردالا تا نپنداری افسوس کرد1616نقل کریںکه خود را نگه داشتم آبرویز دست چنان گربزی یاوهگوی1717نقل کریںبد و نیک را بذل کن سیم و زرکه این کسب خیر است و آن دفع شر1818نقل کریںخنک آن که در صحبت عاقلانبیاموزد اخلاق صاحبدلان1919نقل کریںگرت عقل و رای است و تدبیر و هوشبه عزت کنی پند سعدی به گوش2020نقل کریںکه اغلب در این شیوه دارد مقالنه در چشم و زلف و بناگوش و خال◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگره بر سر بند احسان مزنکه این زرق و شید است و آن مکر و فنسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 4 - گفتار اندر احسان با نیک و بداگلی نظمیکی رفت و دینار از او صد هزارخلف برد صاحبدلی هوشیارسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 6 - حکایت ممسک و فرزند ناخلف◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگره بر سر بند احسان مزنکه این زرق و شید است و آن مکر و فنسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 4 - گفتار اندر احسان با نیک و بد
اگلی نظمیکی رفت و دینار از او صد هزارخلف برد صاحبدلی هوشیارسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 6 - حکایت ممسک و فرزند ناخلف