سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 11 - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کردبخش 11 - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کردشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشکایت کند نوعروسی جوانبه پیری ز داماد نامهربان22نقل کریںکه مپسند چندین که با این پسربه تلخی رود روزگارم به سر33نقل کریںکسانی که با ما در این منزلندنبینم که چون من پریشان دلند44نقل کریںزن و مرد با هم چنان دوستندکه گویی دو مغز و یکی پوستند55نقل کریںندیدم در این مدت از شوی منکه باری بخندید در روی من66نقل کریںشنید این سخن پیر فرخنده فالسخندان بود مرد دیرینه سال77نقل کریںیکی پاسخش داد شیرین و خوشکه گر خوبروی است بارش بکش88نقل کریںدریغ است روی از کسی تافتنکه دیگر نشاید چنو یافتن99نقل کریںچرا سر کشی زان که گر سر کشدبه حرف وجودت قلم در کشد؟1010نقل کریںیکم روز بر بندهای دل بسوختکه میگفت و فرماندهش میفروخت1111نقل کریںتو را بنده از من به افتد بسیمرا چون تو دیگر نیفتد کسی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی در نشابور دانی چه گفتچو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 10 - حکایتاگلی نظمطبیبی پری چهره در مرو بودکه در باغ دل قامتش سرو بودسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 12 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی در نشابور دانی چه گفتچو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 10 - حکایت
اگلی نظمطبیبی پری چهره در مرو بودکه در باغ دل قامتش سرو بودسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 12 - حکایت