صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب ششم در قناعت
  4. »بخش 15 - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری

بخش 15 - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
شنیدم ز پیران شیرین سخن
که بود اندر این شهر پیری کهن
22
بسی دیده شاهان و دوران و امر
سرآورده عمری ز تاریخ عمرو
33
درخت کهن میوه‌ای تازه داشت
که شهر از نکویی پرآوازه داشت
44
عجب در زنخدان آن دل فریب
که هرگز نبوده‌ست بر سرو سیب
55
ز شوخی و مردم خراشیدنش
فرج دید در سر تراشیدنش
66
به موسی، کهن عمر کوته امید
سرش کرد چون دست موسی سپید
77
ز سر تیزی آن آهنین دل که بود
به عیب پری‌رخ زبان برگشود
88
به مویی که کرد از نکوییش کم
نهادند حالی سرش در شکم
99
چو چنگ از خجالت سر خوبروی
نگونسار و در پیشش افتاده موی
1010
یکی را که خاطر در او رفته بود
چو چشمان دلبندش آشفته بود
1111
کسی گفت جور آزمودی و درد
دگر گرد سودای باطل مگرد
1212
ز مهرش بگردان چو پروانه پشت
که مقراض، شمع جمالش بکشت
1313
برآمد خروش از هوادار چست
که تردامنان را بود عهد سست
1414
پسر خوش منش باید و خوبروی
پدر گو به جهلش بینداز موی
1515
مرا جان به مهرش برآمیخته‌ست
نه خاطر به مویی در آویخته‌ست
1616
چو روی نکو داری انده مخور
که موی ار بیفتد بروید دگر
1717
نه پیوسته رز خوشهٔ تر دهد
گهی برگ ریزد، گهی بر دهد
1818
بزرگان چو خور در حجاب اوفتند
حسودان چو اخگر در آب اوفتند
1919
برون آید از زیر ابر آفتاب
به تدریج و اخگر بمیرد در آب
2020
ز ظلمت مترس ای پسندیده دوست
که ممکن بود کاب حیوان در اوست
2121
نه گیتی پس از جنبش آرام یافت؟
نه سعدی سفر کرد تا کام یافت؟
2222
دل از بی مرادی به فکرت مسوز
شب آبستن است ای برادر به روز
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کمال است در نفس مرد کریم

گرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟

سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 14 - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00