سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 25 - مخاطبه شمع و پروانهبخش 25 - مخاطبه شمع و پروانهشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفت2نقل کریںکه من عاشقم گر بسوزم رواستتو را گریه و سوز باری چراست؟3نقل کریںبگفت ای هوادار مسکین منبرفت انگبین یار شیرین من4نقل کریںچو شیرینی از من به در میرودچو فرهادم آتش به سر میرود5نقل کریںهمی گفت و هر لحظه سیلاب دردفرو میدویدش به رخسار زرد6نقل کریںکه ای مدعی عشق کار تو نیستکه نه صبر داری نه یارای ایست7نقل کریںتو بگریزی از پیش یک شعله خاممن استادهام تا بسوزم تمام8نقل کریںتو را آتش عشق اگر پر بسوختمرا بین که از پای تا سر بسوخت9نقل کریںهمه شب در این گفت و گو بود شمعبه دیدار او وقت اصحاب، جمع10نقل کریںنرفته ز شب همچنان بهرهایکه ناگه بکشتش پریچهرهای11نقل کریںهمی گفت و میرفت دودش به سرکه این است پایان عشق، ای پسر12نقل کریںاگر عاشقی خواهی آموختنبه کشتن فرج یابی از سوختن13نقل کریںمکن گریه بر گور مقتول دوستبرو خرمی کن که مقبول اوست14نقل کریںاگر عاشقی سر مشوی از مرضچو سعدی فرو شوی دست از غرض15نقل کریںفدایی ندارد ز مقصود چنگو گر بر سرش تیر بارند و سنگ16نقل کریںبه دریا مرو گفتمت زینهاروگر میروی تن به طوفان سپار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکسی گفت پروانه را کای حقیربرو دوستی در خور خویش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 24 - حکایت پروانه و صدق محبت اوآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیکیوان عاروانعندلیبطاهره خان پورحمیدرضا محمدیمصطفی حسینی کوملهامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکسی گفت پروانه را کای حقیربرو دوستی در خور خویش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 24 - حکایت پروانه و صدق محبت او