سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 13 - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال تواناییبخش 13 - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال تواناییشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچنان قَحط سالی شد اندر دمشقکه یاران فراموش کردند عشق22نقل کریںچنان آسمان بر زمین شد بَخیلکه لب تَر نکردند، زرع و نَخیل33نقل کریںبخوشید سرچشمههای قدیمنَمانْد آب، جز آبِ چشمِ یتیم44نقل کریںنبودی بهجز آهِ بیوهْ زنیاگر بَر شدی دودی از روزَنی55نقل کریںچو درویشِ بیرنگْ دیدم درختقوی بازوان، سُست و درمانده سخت66نقل کریںنه در کوه سبزی نه در باغ شَخملخْ بوستان خورده، مَردُمْ ملخ77نقل کریںدر آن حال، پیش آمدم دوستیاز او مانده بر استخوان، پوستی88نقل کریںوگرچه به مُکنت، قوی حال بودخداوندِ جاه و زر و مال بود99نقل کریںبدو گفتم: ای یارِ پاکیزهخویچه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی1010نقل کریںبغُرّید بر من، که عقلت کجاست؟چو دانیّ و پُرسی، سؤالت خطاست1111نقل کریںنبینی که سختی به غایت رسید؟مَشَقَّت به حَدِّ نَهایت رسید؟1212نقل کریںنه باران همی آید از آسماننه بَر میرود، دودِ فریادخوان1313نقل کریںبدو گفتم: آخِر تو را باک نیستکُشَد زَهر، جایی که تریاک نیست1414نقل کریںگر از نیستی دیگری شد هلاکتو را هست، بَط را ز طوفان چه باک؟1515نقل کریںنگه کرد رنجیده در منْ فَقیهنگه کردنِ عالِمْ اندر سَفیه1616نقل کریںکه مَرد ارچه بر ساحل است، ای رفیقنیاساید و دوستانش غَریق1717نقل کریںمن از بینوایی نِیَم رویْ زردغمِ بینوایان، رُخَم زرد کرد1818نقل کریںنخواهد که بیند خردمند، ریشنه بر عُضوِ مردم، نه بر عُضوِ خویش1919نقل کریںیکی اول از تَندُرُستانْ منمکه ریشی ببینم بلرزد تنم2020نقل کریںمُنَغَّص بُوَد عیش آن تندرستکه باشد به پهلوی بیمارِ سست2121نقل کریںچو بینم که درویشِ مسکین نخوردبه کامْ اَندَرَم، لُقمه زهر است و درد2222نقل کریںیکی را به زندانْ درش دوستانکجا مانَدَش، عیشِ در بوستان؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممها زورمندی مکن با کهانکه بر یک نمط مینماند جهانسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 12 - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشاناگلی نظمشبی دود خلق آتشی برفروختشنیدم که بغداد نیمی بسوختسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 14 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدمحمدرضاکاکائیحمیدرضا محمدیفرشید ربانیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممها زورمندی مکن با کهانکه بر یک نمط مینماند جهانسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 12 - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان
اگلی نظمشبی دود خلق آتشی برفروختشنیدم که بغداد نیمی بسوختسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 14 - حکایت