سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 9 - حکایتبخش 9 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه سرهنگ سلطان چنین گفت زنکه خیز ای مبارک در رزق زن2نقل کریںبرو تا ز خوانت نصیبی دهندکه فرزندکانت نظر بر رهند3نقل کریںبگفتا بود مطبخ امروز سردکه سلطان به شب نیت روزه کرد4نقل کریںزن از ناامیدی سر انداخت پیشهمی گفت با خود دل از فاقه ریش5نقل کریںکه سلطان از این روزه گویی چه خواست؟که افطار او عید طفلان ماست6نقل کریںخورنده که خیرش برآید ز دستبه از صائمالدهر دنیاپرست7نقل کریںمُسلَّم کسی را بود روزهداشتکه درماندهای را دهد نان چاشت8نقل کریںوگرنه چه لازم که سعیی بریز خود بازگیری و هم خود خوری؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که پیری به راه حجازبه هر خُطْوه کردی دو رکعت نمازسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 8 - حکایتاگلی نظمیکی را کرم بود و قوت نبودکفافش به قدر مروت نبودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 10 - حکایت کرم مردان صاحبدلآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیمصطفی حسینی کوملهامیر اثنی عشریماهور کیانیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم که پیری به راه حجازبه هر خُطْوه کردی دو رکعت نمازسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 8 - حکایت
اگلی نظمیکی را کرم بود و قوت نبودکفافش به قدر مروت نبودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 10 - حکایت کرم مردان صاحبدل