سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 10 - حکایتبخش 10 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی در نشابور دانی چه گفتچو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟2نقل کریںتوقع مدار ای پسر گر کسیکه بی سعی هرگز به جایی رسی3نقل کریںسمیلان چو می بر نگیرد قدموجودی است بی منفعت چون عدم4نقل کریںطمع دار سود و بترس از زیانکه بی بهره باشند فارغ زیان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که پیری شبی زنده داشتسحر دست حاجت به حق بر فراشتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 9 - حکایتاگلی نظمشکایت کند نوعروسی جوانبه پیری ز داماد نامهربانسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 11 - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کردآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم که پیری شبی زنده داشتسحر دست حاجت به حق بر فراشتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 9 - حکایت
اگلی نظمشکایت کند نوعروسی جوانبه پیری ز داماد نامهربانسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 11 - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کرد