سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 10 - حکایتبخش 10 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی کرد بر پارسایی گذربه صورت جهود آمدش در نظر22نقل کریںقفایی فرو کوفت بر گردنشببخشید درویش پیراهنش33نقل کریںخجل گفت کانچ از من آمد خطاستببخشای بر من، چه جای عطاست؟44نقل کریںبه شکرانه گفتا به سر بیستمکه آنم که پنداشتی نیستم55نقل کریںنکو سیرت بی تکلف برونبه از نیکنام خراب اندرون66نقل کریںبه نزدیک من شبرو راهزنبه از فاسق پارسا پیرهن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرهنه تنی یک درم وام کردتن خویش را کسوتی خام کردسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 9 - حکایتاگلی نظمز ره باز پس ماندهای میگریستکه مسکین تر از من در این دشت کیست؟سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 11 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبرهنه تنی یک درم وام کردتن خویش را کسوتی خام کردسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 9 - حکایت
اگلی نظمز ره باز پس ماندهای میگریستکه مسکین تر از من در این دشت کیست؟سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 11 - حکایت