سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 5 - حکایتبخش 5 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی روستایی سقط شد خرشعلم کرد بر تاک بستان سرش22نقل کریںجهاندیده پیری بر او بر گذشتچنین گفت خندان به ناطور دشت33نقل کریںمپندار جان پدر کاین حمارکند دفع چشم بد از کشتزار44نقل کریںکه این دفع چوب از سر و گوش خویشنمیکرد تا ناتوان مرد و ریش55نقل کریںچه داند طبیب از کسی رنج بردکه بیچاره خواهد خود از رنج مرد؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشبی کُردی از دردِ پهلو نخفتطبیبی در آن ناحیت بود و گفتسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 4 - حکایت طبیب و کرداگلی نظمشنیدم که دیناری از مفلسیبیفتاد و مسکین بجستش بسیسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 6 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشبی کُردی از دردِ پهلو نخفتطبیبی در آن ناحیت بود و گفتسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 4 - حکایت طبیب و کرد