رودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 140شمارهٔ 140شاعر: رودکیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انگشتهاورانهعددبودونهمرهصنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر راه نشابور دهی دیدم بس خوبانگشتهٔ او را نه عدد بود و نه مره◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر نعمهای او چو چرخ دوانهمه خوابست و خواب بادفرهرودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 139اگلی نظمجعدی سیاه دارد، کز کشیپنهان شود بدو در سرخارهرودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 141ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور