رودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 36پاره 36شاعر: رودکیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: خندهایصنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںلب بخت پیروز را خنده ایمرا نیز مروای فرخنده ای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنشسته به صد چشم بر بارهایگرفته به چنگ اندرون بارهایرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 35اگلی نظممیلفنج دشمن، که دشمن یکیفزونست و دوست ار هزار اندکیرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 37ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنشسته به صد چشم بر بارهایگرفته به چنگ اندرون بارهایرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 35
اگلی نظممیلفنج دشمن، که دشمن یکیفزونست و دوست ار هزار اندکیرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب»پاره 37