صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رودکی
  2. »قصاید و قطعات
  3. »شمارهٔ 13

شمارهٔ 13

شاعر: رودکی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اخت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

رودکی چنگ بر گرفت و نواخت

باده انداز، کو سرود انداخت

2

زان عقیقین میی، که هرکه بدید

از عقیق گداخته نشناخت

3

هر دو یک گوهرند، لیک به طبع

این بیفسرد و آن دگر بگداخت

4

نابسوده دو دست رنگین کرد

ناچشیده به تارک اندر تاخت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

با خِردومَند، بی‌وفا بوَد این بخت

خویشتن خویش را بکوش تو یک لخت

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 12

اگلی نظم

آن صحن چمن، که از دم دی

گفتی: دم گرگ یا پلنگ است

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 14

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رودکی - رحمه الله تعالی، وی از ماوراء لنهر است و از مادر نابینا زاده است، اما چنان ذکی و تیزفهم بوده است که در هشت سالگی قرآن را بتمام حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گفتن گرفت و به واسطه حسن صوت در مطربی افتاد و عود بیاموخت و در آن ماهر شد، و نصر بن احمد سامانی او را تربیت کرد.

گویند که او را دویست غلام بود و چهار صد شتر در زیر رخت و بار او می رفت. بعد از وی هیچ شاعری را این مکنت نبوده و اشعار وی، والعهدة علی الراوی، صد دفتر برآمده است، و در شرح یمینی مذکور است که اشعار وی هزار هزار و سیصد بیت بوده است، و از سخنان وی است در صفت شراب:

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 2 - رودکی

هر که خصم اندر او کمند انداخت

به مراد ویش بباید ساخت

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور