صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی لهراسپ
  4. »بخش 6

بخش 6

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

همی بود گشتاسپ دل مستمند

خروشان و جوشان ز چرخ بلند

2

نیامد ز گیتیش جز زهر بهر

یکی روستا دید نزدیک شهر

3

درخت و گل و آبهای روان

نشستنگه شاد مرد جوان

4

درختی گشن سایه بر پیش آب

نهان گشته زو چشمهٔ آفتاب

5

بران سایه بنشست مرد جوان

پر از درد پیچان و تیره‌روان

6

همی گفت کای داور کردگار

غم آمد مرا بهره زین روزگار

7

نبینم همی اختر خویش بد

ندانم چرا بر سرم بد رسد

8

یکی نامور زان پسندیده ده

گذر کرد بر وی که او بود مه

9

ورا دید با دیدگان پر ز خون

به زیر زنخ دست کرده ستون

10

بدو گفت کای پاک مرد جوان

چرایی پر از درد و تیره‌روان

11

اگر آیدت رای ایوان من

بوی شاد یکچند مهمان من

12

مگر کین غمان بر دلت کم شود

سر تیر مژگانت بی نم شود

13

بدو گفت گشتاسپ کای نامجوی

نژاد تو از کیست با من بگوی

14

چنین داد پاسخ ورا کدخدای

کزین پرسش اکنون ترا چیست رای

15

من از تخم شاه آفریدون گرد

کزان تخمه کس در جهان نیست خرد

16

چو بشنید گشتاسپ برداشت پای

همی رفت با نامور کدخدای

17

چو آن مهتر آمد سوی خان خویش

به مهمان بیاراست ایوان خویش

18

بسان برادر همی داشتش

زمانی به ناکام نگذاشتش

19

زمانه برین نیز چندی بگشت

برین کار بر ماهیان برگذشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو گشتاسپ نزدیک دریا رسید

پیاده شد و باژ خواهش بدید

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی لهراسپ»بخش 5

اگلی نظم

چنان بود قیصر بدانگه برای

که چون دختر او رسیدی بجای

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی لهراسپ»بخش 7

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور