فردوسی»شاهنامه»فریدون»بخش 17بخش 17شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرشید ربانی، محمدیزدانی جویندهآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو از روز رخشنده نیمی برفتدل هر دو جنگی ز کینه بتفت2نقل کریںبه تدبیر یک با دگر ساختندهمه رای بیهوده انداختند3نقل کریںکه چون شب شود ما شبیخون کنیمهمه دشت و هامون پر از خون کنیم4نقل کریںچو کارآگهان آگهی یافتنددوان زی منوچهر بشتافتند5نقل کریںرسیدند پیش منوچهر شاهبگفتند تا برنشاند سپاه6نقل کریںمنوچهر بشنید و بگشاد گوشسوی چاره شد مرد بسیار هوش7نقل کریںسپه را سراسر به قارن سپردکمینگاه بگزید سالار گرد8نقل کریںببرد از سران نامور سیهزاردلیران و گردان خنجرگزار9نقل کریںکمینگاه را جای شایسته دیدسواران جنگی و بایسته دید10نقل کریںچو شب تیره شد تور با صدهزاربیامد کمربستهٔ کارزار11نقل کریںشبیخون سگالیده و ساختهبپیوسته تیر و کمان آخته12نقل کریںچو آمد سپه دید بر جای خویشدرفش فروزنده بر پای پیش13نقل کریںجز از جنگ و پیکار چاره ندیدخروش از میان سپه بر کشید14نقل کریںز گَردِ سواران هوا بست میغچو برق درخشنده پولاد تیغ15نقل کریںهوا را تو گفتی همی برفروختچو الماس روی زمین را بسوخت16نقل کریںبه مغز اندرون بانگ پولاد خاستبه ابر اندرون آتش و باد خاست17نقل کریںبرآورد شاه از کمینگاه سرنبد تور را از دو رویه گذر18نقل کریںعنان را بپیچید و برگاشت رویبرآمد ز لشکر یکی های هوی19نقل کریںدمان از پس ایدر منوچهر شاهرسید اندر آن نامور کینه خواه20نقل کریںیکی نیزه انداخت بر پشت اونگونسار شد خنجر از مشت او21نقل کریںز زین برگرفتش به کردار بادبزد بر زمین، دادِ مردی بداد22نقل کریںسرش را هم آنگه ز تن دور کرددد و دام را از تنش سور کرد23نقل کریںبیامد به لشکرگه خویش بازبه دیدار آن لشکر سرفراز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسپیده چو از تیره شب بردمیدمیان شب تیره اندر خمیدفردوسی»شاهنامه»فریدون»بخش 16اگلی نظمبه شاه آفریدون یکی نامه کردز مشک و ز عنبر سر خامه کردفردوسی»شاهنامه»فریدون»بخش 18آڈیوصداکار منتخب کریںفرشید ربانیمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور