فردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 8بخش 8شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچنان بد که ابلیس روزی پگاهیکی انجمن کرد پنهان ز شاه22نقل کریںبه دیوان چنین گفت کامروز کاربه رنج و به سختیست با شهریار33نقل کریںیکی دیو باید کنون نغزدستکه داند ز هرگونه رای و نشست44نقل کریںشود جان کاووس بیره کندبه دیوان برین رنج کوته کند55نقل کریںبگرداندش سر ز یزدان پاکفشاند بر آن فر زیباش خاک66نقل کریںشنیدند و بر دل گرفتند یادکس از بیم کاووس پاسخ نداد77نقل کریںیکی دیو دژخیم بر پای خاستچنین گفت کاین چربدستی مراست88نقل کریںغلامی بیاراست از خویشتنسخنگوی و شایستهٔ انجمن99نقل کریںهمی بود تا یک زمان شهریارز پهلو برون شد ز بهر شکار1010نقل کریںبیامد بر او زمین بوس دادیکی دستهٔ گل به کاووس داد1111نقل کریںچنین گفت کاین فر زیبای توهمی چرخگردان سزد جای تو1212نقل کریںبه کام تو شد روی گیتی همهشبانی و گردنکشان چون رمه1313نقل کریںیکی کار ماندست کاندر جهاننشان تو هرگز نگردد نهان1414نقل کریںچه دارد همی آفتاب از تو رازکه چون گردد اندر نشیب و فراز1515نقل کریںچگونست ماه و شب و روز چیستبرین گردش چرخ سالار کیست1616نقل کریںدل شاه ازان دیو بیراه شدروانش ز اندیشه کوتاه شد1717نقل کریںگمانش چنان شد که گردان سپهربه گیتی مراو را نمودست چهر1818نقل کریںندانست کاین چرخ را مایه نیستستاره فراوان و ایزد یکیست1919نقل کریںهمه زیر فرمانش بیچارهاندکه با سوزش و جنگ و پتیارهاند2020نقل کریںجهان آفرین بینیازست ازینز بهر تو باید سپهر و زمین2121نقل کریںپراندیشه شد جان آن پادشاکه تا چون شود بی پر اندر هوا2222نقل کریںز دانندگان بس بپرسید شاهکزین خاک چندست تا چرخ ماه2323نقل کریںستاره شمر گفت و خسرو شنیدیکی کژ و ناخوب چاره گزید2424نقل کریںبفرمود پس تا به هنگام خواببرفتند سوی نشیم عقاب2525نقل کریںازان بچه بسیار برداشتندبه هر خانهای بر دو بگذاشتند2626نقل کریںهمی پرورانیدشان سال و ماهبه مرغ و به گوشت بره چندگاه2727نقل کریںچو نیرو گرفتند هر یک چو شیربدان سان که غرم آوریدند زیر2828نقل کریںز عود قماری یکی تخت کردسر درزها را به زر سخت کرد2929نقل کریںبه پهلوش بر نیزهای درازببست و برانگونه بر کرد ساز3030نقل کریںبیاویخت از نیزه ران برهببست اندر اندیشه دل یکسره3131نقل کریںازن پس عقاب دلاور چهاربیاورد و بر تخت بست استوار3232نقل کریںنشست از بر تخت کاووس شاهکه اهریمنش برده بد دل ز راه3333نقل کریںچو شد گرسنه تیز پران عقابسوی گوشت کردند هر یک شتاب3434نقل کریںز روی زمین تخت برداشتندز هامون به ابر اندر افراشتند3535نقل کریںبدان حد که شان بود نیرو به جایسوی گوشت کردند آهنگ و رای3636نقل کریںشنیدم که کاووس شد بر فلکهمی رفت تا بر رسد بر ملک3737نقل کریںدگر گفت ازان رفت بر آسمانکه تا جنگ سازد به تیر و کمان3838نقل کریںز هر گونهای هست آواز ایننداند به جز پر خرد راز این3939نقل کریںپریدند بسیار و ماندند بازچنین باشد آنکس که گیردش آز4040نقل کریںچو با مرغ پرنده نیرو نماندغمی گشت پرهاب خوی درنشاند4141نقل کریںنگونسار گشتند ز ابر سیاهکشان بر زمین از هوا تخت شاه4242نقل کریںسوی بیشهٔ شیرچین آمدندبه آمل بروی زمین آمدند4343نقل کریںنکردش تباه از شگفتی جهانهمی بودنی داشت اندر نهان4444نقل کریںسیاووش زو خواست کاید پدیدببایست لختی چمید و چرید4545نقل کریںبه جای بزرگی و تخت نشستپشیمانی و درد بودش به دست4646نقل کریںبمانده به بیشه درون زار و خوارنیایش همی کرد با کردگار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیامد سوی پارس کاووس کیجهانی به شادی نوافگند پیفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 7اگلی نظمهمی کرد پوزش ز بهر گناهمر او را همی جست هر سو سپاهفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 9◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیامد سوی پارس کاووس کیجهانی به شادی نوافگند پیفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 7
اگلی نظمهمی کرد پوزش ز بهر گناهمر او را همی جست هر سو سپاهفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 9