فردوسی»شاهنامه»پادشاهی نوذر»بخش 2بخش 2شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: عندلیب، محمدیزدانی جویندهآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپس آنگه ز مرگ منوچهر شاهبشد آگهی تا به توران سپاه22نقل کریںز نارفتن کار نوذر همانیکایک بگفتند با بدگمان33نقل کریںچو بشنید سالار ترکان پشنگچنان خواست کاید به ایران به جنگ44نقل کریںیکی یاد کرد از نیا زادشمهم از تور بر زد یکی تیز دم55نقل کریںز کار منوچهر و از لشکرشز گردان و سالار و از کشورش66نقل کریںهمه نامداران کشورش رابخواند و بزرگان لشکرش را77نقل کریںچو ارجسپ و گرسیوز و بارمانچو کلباد جنگی هژبر دمان88نقل کریںسپهبدش چون ویسهٔ تیزچنگکه سالار بد بر سپاه پشنگ99نقل کریںجهان پهلوان پورش افراسیاببخواندش درنگی و آمد شتاب1010نقل کریںسخن راند از تور و از سلم گفتکه کین زیر دامن نشاید نهفت1111نقل کریںکسی را کجا مغز جوشیده نیستبرو بر چنین کار پوشیده نیست1212نقل کریںکه با ما چه کردند ایرانیانبدی را ببستند یک یک میان1313نقل کریںکنون روز تندی و کین جستنسترخ از خون دیده گه شستنست1414نقل کریںز گفت پدر مغز افراسیاببرآمد ز آرام وز خورد و خواب1515نقل کریںبه پیش پدر شد گشاده زباندل آگنده از کین کمر برمیان1616نقل کریںکه شایستهٔ جنگ شیران منمهمآورد سالار ایران منم1717نقل کریںاگر زادشم تیغ برداشتیجهان را به گرشاسپ نگذاشتی1818نقل کریںمیان را ببستی به کین آوریبایران نکردی مگر سروری1919نقل کریںکنون هرچه مانیده بود از نیاز کین جستن و چاره و کیمیا2020نقل کریںگشادنش بر تیغ تیز منستگه شورش و رستخیز منست2121نقل کریںبه مغز پشنگ اندر آمد شتابچو دید آن سهی قد افراسیاب2222نقل کریںبر و بازوی شیر و هم زور پیلوزو سایه گسترده بر چند میل2323نقل کریںزبانش به کردار برنده تیغچو دریا دل و کف چو بارنده میغ2424نقل کریںبفرمود تا برکشد تیغ جنگبه ایران شود با سپاه پشنگ2525نقل کریںسپهبد چو شایسته بیند پسرسزد گر برآرد به خورشید سر2626نقل کریںپس از مرگ باشد سر او به جایازیرا پسر نام زد رهنمای2727نقل کریںچو شد ساخته کار جنگ آزمایبه کاخ آمد اغریرث رهنمای2828نقل کریںبه پیش پدر شد پراندیشه دلکه اندیشه دارد همی پیشه دل2929نقل کریںچنین گفت کای کار دیده پدرز ترکان به مردی برآورده سر3030نقل کریںمنوچهر از ایران اگر کم شدستسپهدار چون سام نیرم شدست3131نقل کریںچو گرشاسپ و چون قارن رزم زنجز این نامداران آن انجمن3232نقل کریںتو دانی که با سلم و تور سترگچه آمد ازان تیغ زن پیر گرگ؟3333نقل کریںنیا زادشم شاه توران سپاهکه ترگش همی سود بر چرخ و ماه3434نقل کریںازین در سخن هیچ گونه نراندبه آرام بر نامهٔ کین نخواند3535نقل کریںاگر ما نشوریم بهتر بودکزین جنبش آشوب کشور بود3636نقل کریںپسر را چنین داد پاسخ پشنگکه افراسیاب آن دلاور نهنگ3737نقل کریںیکی نره شیرست روز شکاریکی پیل جنگی گه کارزار3838نقل کریںترا نیز با او بباید شدنبه هر بیش و کم رای فرخ زدن3939نقل کریںنبیره که کین نیا را نجستسزد گر نخوانی نژادش درست4040نقل کریںچو از دامن ابر چین کم شودبیابان ز باران پر از نم شود4141نقل کریںچراگاه اسپان شود کوه و دشتگیاها ز یال یلان برگذشت4242نقل کریںجهان سر به سر سبز گردد ز خویدبه هامون سراپرده باید کشید4343نقل کریںسپه را همه سوی آمل برانددلی شاد بر سبزه و گل براند4444نقل کریںدهستان و گرگان همه زیر نعلبکوبید وز خون کنید آب لعل4545نقل کریںمنوچهر از آن جایگه جنگجویبه کینه سوی تور بنهاد روی4646نقل کریںبکوشید با قارن رزم زندگر گرد گرشاسپ زان انجمن4747نقل کریںمگر دست یابید بر دشت کینبرین دو سرافراز ایران زمین4848نقل کریںروان نیاگان ما خوش کنیددل بدسگالان پرآتش کنید4949نقل کریںچنین گفت با نامور نامجویکه من خون به کین اندر آرم به جوی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو سوگ پدر شاه نوذر بداشتز کیوان کلاه کیی برفراشتفردوسی»شاهنامه»پادشاهی نوذر»بخش 1اگلی نظمچو دشت از گیا گشت چون پرنیانببستند گردان توران میانفردوسی»شاهنامه»پادشاهی نوذر»بخش 3◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور