صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی اسکندر
  4. »بخش 7

بخش 7

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

سکندر چو کرد اندر ایران نگاه

بدانست کو را شد آن تاج و گاه

2

همی راه و بی‌راه لشکر کشید

سوی کید هندی سپه برکشید

3

به جایی که آمد سکندر فراز

در شارستانها گشادند باز

4

ازان مرز کس را به مردم نداشت

ز ناهید مغفر همی برگذاشت

5

چو آمد بران شارستان بزرگ

که میلاد خواندیش کید سترگ

6

بران مرز لشکر فرود آورید

همه بوم ایشان سپه گسترید

7

نویسندهٔ نامه را خواندند

به پیش سکندرش بنشاندند

8

یکی نامه بنوشت نزدیک کید

چو شیری که ارغنده گردد به صید

9

ز اسکندر راد پیروزگر

خداوند شمشیر و تاج و کمر

10

سر نامه بود آفرین از نخست

بدانکس که دل را به دانش بشست

11

ز کار آن گزیند که بی‌رنج‌تر

چو خواهد که بردارد از گنج بر

12

گراینده باشد به یزدان پاک

بدو دارد امید و زو ترس و باک

13

بداند که ما تخت را مایه‌ایم

جهاندار پیروز را سایه‌ایم

14

نوشتم یکی نامه نزدیک تو

که روشن کند جان تاریک تو

15

هم‌آنگه که بر تو بخواند دبیر

منه پیش و این را سگالش مگیر

16

اگر شب رسد روشنی را مپای

هم‌اندر زمان سوی فرمان گرای

17

وگر بگذری زین سخن نگذرم

سر و تاج و تختت به پی بسپرم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو بشنید مهران ز کید این سخن

بدو گفت ازین خواب دل بد مکن

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 6

اگلی نظم

چو نامه بر کید هندی رسید

فرستادهٔ پادشا را بدید

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 8

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور