فردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 8بخش 8شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرشید ربانی، محمدیزدانی جویندهآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںرسیدند خوبان به درگاه کاخبه دست اندرون هر یک از گل دو شاخ22نقل کریںنگه کرد دربان برآراست جنگزبان کرد گستاخ و دل کرد تنگ33نقل کریںکه بیگه ز درگاه بیرون شویدشگفت آیدم تا شما چون شوید44نقل کریںبتان پاسخش را بیاراستندبه تنگی دل از جای برخاستند55نقل کریںکه امروز روزی دگر گونه نیستبه راه گلان دیو واژونه نیست66نقل کریںبهار آمد ازگلستان گل چنیمز روی زمین شاخ سنبل چنیم77نقل کریںنگهبان در گفت کامروز کارنباید گرفتن بدان هم شمار88نقل کریںکه زال سپهبد بکابل نبودسراپردهٔ شاه زابل نبود99نقل کریںنبینید کز کاخ کابل خدایبه زین اندر آرد بشبگیر پای1010نقل کریںاگرتان ببیند چنین گل بدستکند بر زمینتان هم آنگاه پست1111نقل کریںشدند اندر ایوان بتان طرازنشستند و با ماه گفتند راز1212نقل کریںنهادند دینار و گوهر به پیشبپرسید رودابه از کم و بیش1313نقل کریںکه چون بودتان کار با پور سامبدیدن بهست ار به آواز و نام1414نقل کریںپری چهره هر پنج بشتافتندچو با ماه جای سخن یافتند1515نقل کریںکه مردیست برسان سرو سهیهمش زیب و هم فر شاهنشهی1616نقل کریںهمش رنگ و بوی و همش قد و شاخسواری میان لاغر و بر فراخ1717نقل کریںدو چشمش چو دو نرگس قیرگونلبانش چو بسد رخانش چو خون1818نقل کریںکف و ساعدش چو کف شیر نرهیون ران و موبد دل و شاه فر1919نقل کریںسراسر سپیدست مویش برنگاز آهو همین است و این نیست ننگ2020نقل کریںسر جعد آن پهلوان جهانچو سیمین زره بر گل ارغوان2121نقل کریںکه گویی همی خود چنان بایدیوگر نیستی مهر نفزایدی2222نقل کریںبه دیار تو دادهایمش نویدز ما بازگشتست دل پرامید2323نقل کریںکنون چارهٔ کار مهمان بسازبفرمای تا بر چه گردیم باز2424نقل کریںچنین گفت با بندگان سرو بنکه دیگر شدستی به رای و سخن2525نقل کریںهمان زال کو مرغ پرورده بودچنان پیر سر بود و پژمرده بود2626نقل کریںبه دیدار شد چون گل ارغوانسهی قد و زیبا رخ و پهلوان2727نقل کریںرخ من به پیشش بیاراستیبه گفتار و زان پس بهاخواستی2828نقل کریںهمی گفت و لب را پر از خنده داشترخان هم چو گلنار آگنده داشت2929نقل کریںپرستنده با بانوی ماهرویچنین گفت کاکنون ره چاره جوی3030نقل کریںکه یزدان هر آنچت هوا بود دادسرانجام این کار فرخنده باد3131نقل کریںیکی خانه بودش چو خرم بهارز چهر بزرگان برو بر نگار3232نقل کریںبه دیبای چینی بیاراستندطبقهای زرین بپیراستند3333نقل کریںعقیق و زبرجد برو ریختندمی و مشک و عنبر برآمیختند3434نقل کریںهمه زر و پیروزه بد جامشانبه روشن گلاب اندر آشامشان3535نقل کریںبنفشه گل و نرگس و ارغوانسمن شاخ و سنبل به دیگر کران3636نقل کریںاز آن خانهٔ دخت خورشید رویبرآمد همی تا به خورشید بوی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپرستنده برخاست از پیش اویبدان چاره بیچاره بنهاد رویفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 7اگلی نظمچو خورشید تابنده شد ناپدیددر حجره بستند و گم شد کلیدفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 9◆آڈیوصداکار منتخب کریںفرشید ربانیمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور