فردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 1بخش 1شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه شاهی نشست از برش کیقبادهمان تاج گوهر به سر برنهاد2نقل کریںهمه نامداران شدند انجمنچو دستان و چون قارن رزمزن3نقل کریںچو کشواد و خراد و برزین گوفشاندند گوهر بران تاج نو4نقل کریںقباد از بزرگان سخن بشنویدپس افراسیاب و سپه را بدید5نقل کریںدگر روز برداشت لشکر ز جایخروشیدن آمد ز پردهسرای6نقل کریںبپوشید رستم سلیح نبردچو پیل ژیان شد که برخاست گرد7نقل کریںرده بر کشیدند ایرانیانببستند خون ریختن را میان8نقل کریںبه یک دست مهراب کابل خدایدگر دست گژدهم جنگی به پای9نقل کریںبه قلب اندرون قارن رزمزنابا گرد کشواد لشگر شکن10نقل کریںپس پشتشان زال با کیقبادبه یک دست آتش به یک دست باد11نقل کریںبه پیش اندرون کاویانی درفشجهان زو شده سرخ و زرد و بنفش12نقل کریںز لشکر چو کشتی سراسر زمینکجا موج خیزد ز دریای چین13نقل کریںسپر در سپر بافته دشت و راغدرفشیدن تیغها چون چراغ14نقل کریںجهان سر به سر گشت دریای قاربرافروخته شمع ازو صدهزار15نقل کریںز نالیدن بوق و بانگ سپاهتو گفتی که خورشید گم کرد راه16نقل کریںسبک قارن رزمزن کان بدیدچو رعد از میان نعرهای برکشید17نقل کریںمیان سپاه اندر آمد دلیرسپهدار قارن به کردار شیر18نقل کریںگهی سوی چپّ و گهی سوی راستبران گونه از هر سویی کینه خواست19نقل کریںبه گرز و به تیغ و سنان درازهمی کُشت از ایشان گو سرفراز20نقل کریںز کشته زمین کرد مانند کوهشدند آن دلیران ترکان ستوه21نقل کریںشماساس را دید گرد دلیرکه میبرخروشید چون نرّه شیر22نقل کریںبیامد دمان تا بر او رسیدسبک تیغ تیز از میان برکشید23نقل کریںبزد بر سرش تیغ زهر آبداربگفتا منم قارن نامدار24نقل کریںنگون اندر آمد شماساس گردچو دید او ز قارن چنان دست برد25نقل کریںچنین است کردار گردون پیرگهی چون کمانست و گاهی چو تیر◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمچو رستم بدید آنک قارن چه کردچهگونه بود ساز ننگ و نبردفردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 2آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور