صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی لهراسپ
  4. »بخش 14

بخش 14

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چو خورشید شد بر سر کوه زرد

نماند آن زمان روزگار نبرد

2

شب آمد یکی پردهٔ آبنوس

بپوشید بر چهرهٔ سندروس

3

چو خورشید ازان کوشش آگاه شد

ز برج کمان بر سر گاه شد

4

ببد چشمهٔ روز چون سندروس

ز هر سو برآمد دم نای و کوس

5

چکاچاک برخاست از هر دو روی

ز خون شد همه رزمگه جوی جوی

6

بیامد سبک قیصر از میمنه

دو داماد را کرد پیش بنه

7

ابر میمنه پور قیصر سقیل

ابر میسره قیصر و کوس و پیل

8

دهاده برآمد ز هر دو سپاه

تو گفتی برآویخت با شید ماه

9

بجنبید گشتاسپ از پیش صف

یکی باره زیر اژدهایی به کف

10

چنین گفت الیاس با انجمن

که قیصر همی باژ خواهد ز من

11

چو بر در چنین اژدها باشدش

ازیرا منش بابها باشدش

12

چو گشتاسپ الیاس را دید گفت

که اکنون هنرها نباید نهفت

13

برانگیختند اسپ هر دو سوار

ابا نیزه و تیر جوشن گذار

14

ازان لشکر الیاس بگشاد شست

که گشتاسپ را برکند کار پست

15

بزد نیزه گشتاسپ بر جوشنش

بخست آن زمان کارزاری تنش

16

بیفگندش از باره برسان مست

بیازید و بگرفت دستش به دست

17

ز پیش سواران کشانش ببرد

بیاورد و نزدیک قیصر سپرد

18

بیاورد لشکر به پیش سپاه

به کردار باد اندر آمد ز راه

19

ازیشان چه مایه گرفت و بکشت

بکشتند مر هرک آمد به مشت

20

چو رومی پس‌اندر هم‌آواز شد

چو گشتاسپ زان جایگه باز شد

21

بر قیصر آمد سپه تاخته

به پیروزی و گردن افراخته

22

ز لشکر چو قیصر بدیدش به راه

ز شادی پذیره شدش با سپاه

23

سر و چشم آن نامور بوس داد

جهان‌آفرین را همی کرد یاد

24

وزان جایگه بازگشتند شاد

سپهبد کلاه کیان برنهاد

25

همه روم با هدیه و با نثار

برفتند شادان بر نامدار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به قیصر خزر بود نزدیکتر

وزیشان بدش روز تاریکتر

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی لهراسپ»بخش 13

اگلی نظم

برین نیز بگذشت چندی سپهر

به دل در همی داشت و ننمود چهر

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی لهراسپ»بخش 15

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور