صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی اشکانیان
  4. »بخش 18

بخش 18

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به جهرم یکی مرد بد بدنژاد

کجا نام او مهرک نوش‌زاد

22

چو آگه شد از رفتن اردشیر

وزان ماندن او بران آبگیر

33

ز تنگی که بد اندر آن رزمگاه

ز بهر خورشها برو بسته راه

44

ز جهرم بیامد به ایوان شاه

ز هر سو بیاورد بی‌مر سپاه

55

همه گنج او را به تاراج داد

به لشکر بسی بدره و تاج داد

66

چو آگاهی آمد به شاه اردشیر

پراندیشه شد بر لب آبگیر

77

همی گفت ناساخته خانه را

چرا ساختم رزم بیگانه را

88

بزرگان لشکرش را پیش خواند

ز مهرک فراوان سخنها براند

99

چه بینید گفت ای سران سپاه

که ما را چنین تنگ شد دستگاه

1010

چشیدم بسی تلخی روزگار

نبد رنج مهرک مرا در شمار

1111

به آواز گفتند کای شهریار

مبیناد چشمت بد روزگار

1212

چو مهرک بود دشمن اندر نهان

چرا جست باید به سختی جهان

1313

تو داری بزرگی و گیهان تراست

همه بندگانیم و فرمان تراست

1414

بفرمود تا خوان بیاراستند

می و جام و رامشگران خواستند

1515

به خوان بر نهادند چندی بره

به خوردن نهادند سر یکسره

1616

چو نان را به خوردن گرفت اردشیر

همانگه بیامد یکی تیز تیر

1717

نشست اندران پاک فربه بره

که تیر اندرو غرقه شد یکسره

1818

بزرگان فرزانهٔ رزمساز

ز نان داشتند آن زمان دست باز

1919

بدیدند نقشی بران تیز تیر

بخواند آنک بد زان بزرگان دبیر

2020

ز غم هرکسی از جگر خون کشید

یکی از بره تیر بیرون کشید

2121

نوشته بران تیر بر پهلوی

که ای شاه داننده گر بشنوی

2222

چنین تیز تیر آمد از بام دژ

که از بخت کرمست آرام دژ

2323

گر انداختیمی بر اردشیر

بروبر گذر یافتی پر تیر

2424

نباید که چون او یکی شهریار

کند پست کرم اندرین روزگار

2525

بران موبدان نامدار اردشیر

نوشته همی خواند آن چوب تیر

2626

ز دژ تا بر او دو فرسنگ بود

دل مهتران زان سخن تنگ بود

2727

همی هر کسی خواندند آفرین

ز دادار بر فر شاه زمین

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو آگه شد از هفتواد اردشیر

نبود آن سخنها ورا دلپذیر

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اشکانیان»بخش 17

اگلی نظم

پراندیشه بود آن شب از کرم شاه

چو بنشست خورشید بر جایگاه

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اشکانیان»بخش 19

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور