صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »داستان خاقان چین
  4. »بخش 12

بخش 12

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بایوان شد و نامه پاسخ نوشت

بباغ بزرگی درختی بکشت

2

نخست آفرین کرد بر کردگار

کزو بود روشن دل و بختیار

3

خداوند ناهید و گردان سپهر

کزویست پرخاش و آرام و مهر

4

سپهری برین گونه بر پای کرد

شب و روز را گیتی آرای کرد

5

یکی را چنین تیره‌بخت آفرید

یکی را سزاوار تخت آفرید

6

غم و شادمانی ز یزدان شناس

کزویست هر گونه بر ما سپاس

7

رسید آنچ دادی بدین بارگاه

اسیران و پیلان و تخت و کلاه

8

هیونان بسیار و افگندنی

ز پوشیدنی هم ز گستردنی

9

همه آلت ناز و سورست و بزم

بپیش تو زین سان که آید برزم

10

مگر آنکسی کش سرآید بپیش

بدین گونه سیر آید از جان خویش

11

وزان رنج بردن ز توران سپاه

شب و روز بودن به آوردگاه

12

ز کارت خبر بد مرا روز و شب

گشاده نکردم به بیگانه لب

13

شب و روز بر پیش یزدان پاک

نوان بودم و دل شده چاک چاک

14

کسی را که رستم بود پهلوان

سزد گر بماند همیشه جوان

15

پرستنده چون تو ندارد سپهر

ز تو بخت هرگز مبراد مهر

16

نویسنده پردخته شد ز آفرین

نهاد از بر نامه خسرو نگین

17

بفرمود تا خلعت آراستند

ستام و کمرها بپیراستند

18

صد از جعد مویان زرین کمر

صد اسپ گرانمایه با زین زر

19

صد اشتر همه بار دیبای چین

صد اشتر ز افگندنی هم چنین

20

ز یاقوت رخشان دو انگشتری

ز خوشاب و در افسری بر سری

21

ز پوشیدن شاه دستی بزر

همان یاره و طوق و زرین کمر

22

سران را همه هدیه‌ها ساختند

یکی گنج زین سان بپرداختند

23

فریبرز با تاج و گرز و درفش

یکی تخت زرین و زرینه کفش

24

فرستاد و فرمود تا بازگشت

از ایران بسوی سپهبد گذشت

25

چنین گفت کز جنگ افراسیاب

نه آرام باید نه خورد و نه خواب

26

مگر کان سر شهریار گزند

بخم کمند تو آید ببند

27

فریبرز برگشت زان بارگاه

بکام دل شاه ایران سپاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دبیر جهاندیده را پیش خواند

سخن هرچ بایست با او براند

فردوسی»شاهنامه»داستان خاقان چین»بخش 11

اگلی نظم

پس آگاهی آمد بافراسیاب

که آتش برآمد ز دریای آب

فردوسی»شاهنامه»داستان خاقان چین»بخش 13

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور