فردوسی»شاهنامه»پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران»بخش 5بخش 5شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: فرهاد بشیریانآڈیوفرهاد بشیریانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرهاد بشیریانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرون رفت پس پهلو نیمروزز پیش پدر گرد گیتی فروز2نقل کریںدو روزه بیک روزه بگذاشتیشب تیره را روز پنداشتی3نقل کریںبدین سان همی رخش ببرید راهبتابنده روز و شبان سیاه4نقل کریںتنش چون خورش جست و آمد به شوریکی دشت پیش آمدش پر ز گور5نقل کریںیکی رخش را تیز بنمود رانتگ گور شد از تگ او گران6نقل کریںکمند و پی رخش و رستم سوارنیابد ازو دام و دد زینهار7نقل کریںکمند کیانی بینداخت شیربه حلقه درآورد گور دلیر8نقل کریںکشید و بیفگند گور آن زمانبیامد برش چون هژبر دمان9نقل کریںز پیکان تیرآتشی برفروختبدو خاک و خاشاک و هیزم بسوخت10نقل کریںبران آتش تیز بریانش کردازان پس که بیپوست و بیجانش کرد11نقل کریںبخورد و بینداخت زو استخوانهمین بود دیگ و همین بود خوان12نقل کریںلگام از سر رخش برداشت خوارچرا دید و بگذاشت در مرغزار13نقل کریںبر نیستان بستر خواب ساختدر بیم را جای ایمن شناخت14نقل کریںدران نیستان بیشهٔ شیر بودکه پیلی نیارست ازو نی درود15نقل کریںچو یک پاس بگذشت درنده شیربه سوی کنام خود آمد دلیر16نقل کریںبر نی یکی پیل را خفته دیدبر او یکی اسپ آشفته دید17نقل کریںنخست اسپ را گفت باید شکستچو خواهم سوارم خود آید به دست18نقل کریںسوی رخش رخشان برآمد دمانچو آتش بجوشید رخش آن زمان19نقل کریںدو دست اندر آورد و زد بر سرشهمان تیز دندان به پشت اندرش20نقل کریںهمی زد بران خاک تا پاره کردددی را بران چاره بیچاره کرد21نقل کریںچو بیدار شد رستم تیزچنگجهان دید بر شیر تاریک و تنگ22نقل کریںچنین گفت با رخش کای هوشیارکه گفتت که با شیر کن کارزار23نقل کریںاگر تو شدی کشته در چنگ اویمن این گرز و این مغفر جنگجوی24نقل کریںچگونه کشیدی به مازندرانکمند کیانی و گرز گران25نقل کریںچرا نامدی نزد من با خروشخروش توام چون رسیدی به گوش26نقل کریںسرم گر ز خواب خوش آگه شدیترا جنگ با شیر کوته شدی27نقل کریںچو خورشید برزد سر از تیره کوهتهمتن ز خواب خوش آمد ستوه28نقل کریںتن رخش بسترد و زین برنهادز یزدان نیکی دهش کرد یاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمازان پس جهانجوی خسته جگربرون کرد مردی چو مرغی به پرفردوسی»شاهنامه»پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران»بخش 4اگلی نظمیکی راه پیش آمدش ناگزیرهمیرفت بایست بر خیره خیرفردوسی»شاهنامه»پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران»بخش 6آڈیوصداکار منتخب کریںفرهاد بشیریانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمازان پس جهانجوی خسته جگربرون کرد مردی چو مرغی به پرفردوسی»شاهنامه»پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران»بخش 4
اگلی نظمیکی راه پیش آمدش ناگزیرهمیرفت بایست بر خیره خیرفردوسی»شاهنامه»پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران»بخش 6