فردوسی»شاهنامه»فریدون»بخش 12بخش 12شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرشید ربانی و دیگرآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرآمد برین نیز یک چندگاهشبستان ایرج نگه کرد شاه2نقل کریںیکی خوب و چهره پرستنده دیدکجا نام او بود ماهآفرید3نقل کریںکه ایرج برو مهر بسیار داشتقضا را کنیزک ازو بار داشت4نقل کریںپری چهره را بچه بود در نهاناز آن شاد شد شهریار جهان5نقل کریںاز آن خوبرخ شد دلش پرامیدبه کین پسر داد دل را نوید6نقل کریںچو هنگامهٔ زادن آمد پدیدیکی دختر آمد ز ماه آفرید7نقل کریںجهانی گرفتند پروردنشبرآمد به ناز و بزرگی تنش8نقل کریںمر آن ماهرخ را ز سر تا به پایتو گفتی مگر ایرجستی به جای9نقل کریںچو بر جست و آمدش هنگام شویچو پروین شدش روی و چون مشک موی10نقل کریںنیا نامزد کرد شویش پشنگبدو داد و چندی برآمد درنگ11نقل کریںیکی پور زاد آن هنرمند ماهچگونه سزاوار تخت و کلاه12نقل کریںچو از مادر مهربان شد جداسبک تاختندش به نزد نیا13نقل کریںبدو گفت موبد که ای تاجوریکی شادکن دل به ایرج نگر14نقل کریںجهانبخش را لب پر از خنده شدتو گفتی مگر ایرجش زنده شد15نقل کریںنهاد آن گرانمایه را برکنارنیایش همی کرد با کردگار16نقل کریںهمی گفت کاین روز فرخنده باددل بدسگالان ما کنده باد17نقل کریںهمان کز جهان آفرین کرد یادببخشود و دیده بدو باز داد18نقل کریںفریدون چو روشن جهان را بدیدبه چهر نوآمد سبک بنگرید19نقل کریںچنین گفت کز پاک مام و پدریکی شاخ شایسته آمد به بر20نقل کریںمی روشن آمد ز پرمایه جاممر آن چهر دارد منوچهر نام21نقل کریںچنان پروریدش که باد هوابرو بر گذشتی نبودی روا22نقل کریںپرستندهای کش به بر داشتیزمین را به پی هیچ نگذاشتی23نقل کریںبه پای اندرش مشک سارا بدیروان بر سرش چتر دیبا بدی24نقل کریںچنین تا برآمد برو سالیاننیامدش ز اختر زمانی زیان25نقل کریںهنرها که آید شهان را به کاربیاموختش نامور شهریار26نقل کریںچو چشم و دل پادشا باز شدسپه نیز با او هم آواز شد27نقل کریںنیا تخت زرین و گرز گرانبدو داد و پیروزه تاج سران28نقل کریںسراپردهٔ دیبهٔ هفترنگبدو اندرون خیمههای پلنگ29نقل کریںچه اسپان تازی به زرین ستامچه شمشیر هندی به زرین نیام30نقل کریںچه از جوشن و ترگ و رومی زرهگشادند مر بندها را گره31نقل کریںکمانهای چاچی وتیر خدنگسپرهای چینی و ژوپین جنگ32نقل کریںبرین گونه آراسته گنجهاکه بودش به گرد آمده رنجها33نقل کریںسراسر سزای منوچهر دیددل خویش را زو پر از مهر دید34نقل کریںکلید در گنج آراستهبه گنجور او داد با خواسته35نقل کریںهمه پهلوانان لشکرش راهمه نامداران کشورش را36نقل کریںبفرمود تا پیش او آمدندهمه با دلی کینهجو آمدند37نقل کریںبه شاهی برو آفرین خواندندزبرجد به تاجش برافشاندند38نقل کریںچو جشنی بد این روزگار بزرگشده در جهان میش پیدا ز گرگ39نقل کریںسپهدار چون قارن کاوگانسپهکش چو شیروی و چون آوگان40نقل کریںچو شد ساخته کار لشکر همهبرآمد سر شهریار از رمه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفریدون نهاده دو دیده به راهسپاه و کلاه آرزومند شاهفردوسی»شاهنامه»فریدون»بخش 11اگلی نظمبه سلم و به تور آمد این آگهیکه شد روشن آن تخت شاهنشهیفردوسی»شاهنامه»فریدون»بخش 13آڈیوصداکار منتخب کریںفرشید ربانیفرهاد بشیریانمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور