فردوسی»شاهنامه»پادشاهی نوذر»بخش 8بخش 8شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: عندلیب، محمدیزدانی جویندهآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبشد ویسه سالار توران سپاهابا لشکری نامور کینهخواه2نقل کریںازان پیشتر تابه قارن رسیدگرامیش را کشته افگنده دید3نقل کریںدلیران و گردان توران سپاهبسی نیز با او فگنده به راه4نقل کریںدریده درفش و نگونسار کوسچو لاله کفن روی چون سندروس5نقل کریںز ویسه به قارن رسید آگهیکه آمد به پیروزی و فرهی6نقل کریںستوران تازی سوی نیمروزفرستاد و خود رفت گیتی فروز7نقل کریںز درد پسر ویسهٔ جنگجویسوی پارس چون باد بنهاد روی8نقل کریںچو از پارس قارن به هامون کشیدز دست چپش لشکر آمد پدید9نقل کریںز گرد اندر آمد درفش سیاهسپهدار ترکان به پیش سپاه10نقل کریںرده برکشیدند بر هر دو رویبرفتند گردان پرخاشجوی11نقل کریںز قلب سپه ویسه آواز دادکه شد تاج و تخت بزرگی به باد12نقل کریںز قنوج تا مرز کابلستانهمان تا در بست و زابلستان13نقل کریںهمه سر به سر پاک در چنگ ماستبر ایوانها نقش و نیرنگ ماست14نقل کریںکجا یافت خواهی تو آرامگاهازان پس کجا شد گرفتار شاه15نقل کریںچنین داد پاسخ که من قارنمگلیم اندر آب روان افگنم16نقل کریںنه از بیم رفتم نه از گفتوگویبه پیش پسرت آمدم کینه جوی17نقل کریںچو از کین او دل بپرداختمکنون کین و جنگ ترا ساختم18نقل کریںبرآمد چپ و راست گرد سیاهنه روی هوا ماند روشن نه ماه19نقل کریںسپه یک به دیگر برآویختندچو رود روان خون همی ریختند20نقل کریںبر ویسه شد قارن رزم جویازو ویسه در جنگ برگاشت روی21نقل کریںفراوان ز جنگ آوران کشته شدبآورد چون ویسه سرگشته شد22نقل کریںچو بر ویسه آمد ز اختر شکننرفت از پسش قارن رزمزن23نقل کریںبشد ویسه تا پیش افراسیابز درد پسر مژه کرده پرآب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو بشنید نوذر که قارن برفتدمان از پسش روی بنهاد و تفتفردوسی»شاهنامه»پادشاهی نوذر»بخش 7اگلی نظمو دیگر که از شهر ارمان شدندبه کینه سوی زابلستان شدندفردوسی»شاهنامه»پادشاهی نوذر»بخش 9آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور