Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by پری ساتکنی عندلیب
This page shows only audio recordings by پری ساتکنی عندلیب.
Poems
غزل شمارهٔ 152دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
غزل شمارهٔ 153شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها
غزل شمارهٔ 154دیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز را
غزل شمارهٔ 155از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا
غزل شمارهٔ 156ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا
غزل شمارهٔ 157ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
غزل شمارهٔ 158امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها
غزل شمارهٔ 159ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
غزل شمارهٔ 160مفروشید کمان و زره و تیغ ، زنان را
غزل شمارهٔ 162تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
غزل شمارهٔ 164چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
غزل شمارهٔ 166چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
A garden—may its roses bloom till resurrection-day; an idol—may the two worlds be scattered over its beauty!
غزل شمارهٔ 168ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
غزل شمارهٔ 169رو ترش کن که همه روترشانند این جا
غزل شمارهٔ 170تا به شب ای عارف شیرین نوا
غزل شمارهٔ 171چون نمایی آن رخ گلرنگ را
When you display that rosy cheek, you set the stones aspinning for joy.
غزل شمارهٔ 172در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شمارهٔ 175از ورای سر دل بین شیوهها
غزل شمارهٔ 177ای بگفته در دلم اسرارها
غزل شمارهٔ 178میشدی غافل ز اسرار قضا
غزل شمارهٔ 179گر تو عودی سوی این مجمر بیا
غزل شمارهٔ 181دل چو دانه ، ما مثال آسیا
The heart is like a grain of corn, we are like a mill; how does the mill know why this turning?
غزل شمارهٔ 183ای دل رفته ز جا باز میا
غزل شمارهٔ 185از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
غزل شمارهٔ 187از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
غزل شمارهٔ 189آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آ
غزل شمارهٔ 190با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا را
غزل شمارهٔ 191بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
غزل شمارهٔ 192بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جانها!
غزل شمارهٔ 194خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
غزل شمارهٔ 196در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان را
Bring into motion your amber-scattering tress; bring into dancing the souls of the Sufis.
غزل شمارهٔ 198ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
غزل شمارهٔ 202هر روز بامداد سلام علیکما
غزل شمارهٔ 203آمد بهار خرم آمد نگار ما
غزل شمارهٔ 205چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟
غزل شمارهٔ 207 - ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا
You who are my soul’s repose in the time of pain, you who are my spirit’s treasure in the bitterness of poverty,
غزل شمارهٔ 212اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
غزل شمارهٔ 213اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
If you are Love’s lover and in quest of Love, take a sharp dagger and cut the throat of bashfulness.
غزل شمارهٔ 214درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
غزل شمارهٔ 215من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
غزل شمارهٔ 216روم به حجره خیاط عاشقان فردا
غزل شمارهٔ 217چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
غزل شمارهٔ 218ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
غزل شمارهٔ 219چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
غزل شمارهٔ 220ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
غزل شمارهٔ 221مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
You have seized me by the ear—whither are you drawing me? Declare what is in your heart, and what your purpose is.

