Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by کیوان عاروان
This page shows only audio recordings by کیوان عاروان.
Poems
غزل شمارهٔ 3اِی دل چه اندیشیدهای در عُذرِ آن تقصیرها؟
What excuses have you to offer, my heart, for so many shortcomings? Such constancy on the part of the Beloved, such unfaithfulness on your own!
غزل شمارهٔ 16ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
غزل شمارهٔ 163بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
Go forth, my comrades, draw along our beloved, at last bring to me the fugitive idol;
غزل شمارهٔ 290بی یار مهل ما را بییار مخسب امشب
غزل شمارهٔ 314تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
You who possess not Love, it is lawful to you—sleep on; be gone, for Love and Love’s sorrow is our portion—sleep on.
غزل شمارهٔ 322آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
I have come so that, tugging your ear, I may draw you to me, unheart and unself you, plant you in my heart and soul.
غزل شمارهٔ 391مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
غزل شمارهٔ 427در دل و جان خانه کردی عاقبت
غزل شمارهٔ 533رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
غزل شمارهٔ 553بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود
غزل شمارهٔ 563دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
My heart, be seated near that person who has experience of the heart, go under that tree which bears fresh blossoms.
غزل شمارهٔ 567نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد
غزل شمارهٔ 575ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟
غزل شمارهٔ 597امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
غزل شمارهٔ 1040جفا از سر گرفتی یاد میدار
غزل شمارهٔ 1047در این سرما و باران یار خوشتر
In this cold and rain the Beloved is sweeter, the Beauty in the bosom, and Love in the brain.
غزل شمارهٔ 1228ای یوسفِ مهرویان! ای جاه و جمالت خوش
غزل شمارهٔ 1263سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
غزل شمارهٔ 1372این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام
This time I am wholly involved in loverhood, this time I am wholly cut off from well-being.
غزل شمارهٔ 1390باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم
غزل شمارهٔ 1499بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
غزل شمارهٔ 1622تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
غزل شمارهٔ 2054بشنیدهام که عزم سفر میکنی مکن
I have heard that you are intending to journey; do not. That you give your love to another friend and companion; do not.
غزل شمارهٔ 2219من غلام قمرم، غَیر قمر، هیچ مگو
غزل شمارهٔ 2225شکر ایزد را که دیدم روی تو
غزل شمارهٔ 2572جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
My soul, why do you tarry so long in the land of exile? Return from this exile; how long will you be dispersed?

