Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by علی اسلامی مذهب
This page shows only audio recordings by علی اسلامی مذهب.
Poems
غزل شمارهٔ 22چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها
غزل شمارهٔ 33مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا
غزل شمارهٔ 44در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا
غزل شمارهٔ 54از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
غزل شمارهٔ 56عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را
غزل شمارهٔ 57مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
غزل شمارهٔ 58رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
The king has come, the king has come; adorn the palace-hall; cut your forearms in honour of the fair one of Canaan.
غزل شمارهٔ 59تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایتها
غزل شمارهٔ 134ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
غزل شمارهٔ 323آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
غزل شمارهٔ 391مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
غزل شمارهٔ 546هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
غزل شمارهٔ 712خوش باش که هر که راز داند
غزل شمارهٔ 1394دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
غزل شمارهٔ 1791بویی همیآید مرا، مانا که باشد یار من
غزل شمارهٔ 1803بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن
غزل شمارهٔ 1807ای بس که از آواز دش واماندهام زین راه من
Enough now from the cry dush—“dismount”—I have remained far from my road; enough from the cry qush—“set off”—I have missed my tent.
غزل شمارهٔ 1811خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
غزل شمارهٔ 1837یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
Lord, would that I knew what is the desire of my Beloved; He has barred my road of escape, robbed me of my heart and my repose.
غزل شمارهٔ 1843دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
غزل شمارهٔ 1848چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن
غزل شمارهٔ 1855چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
غزل شمارهٔ 1900بیا ای مونس جانهای مستان
غزل شمارهٔ 1996چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
غزل شمارهٔ 1999مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن
غزل شمارهٔ 2000ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
Since you deserted me death is for me joy and ease; without you, death has become for me like honey and milk.
غزل شمارهٔ 2001دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
غزل شمارهٔ 2002تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین
غزل شمارهٔ 2003همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
All have eaten and fallen asleep, and the house has become empty; it is time for us to saunter forth to the garden,
غزل شمارهٔ 2005چه نشستی دور چون بیگانگان
غزل شمارهٔ 2006هر کجا که پا نهی ای جان من
Wherever you set your foot, my darling, tulip and violet and jasmine spring up.
غزل شمارهٔ 2007شاه ما باری برای کاهلان
غزل شمارهٔ 2052ای آنک از میانه کران میکنی مکن
غزل شمارهٔ 2064باز فروریخت عشق از در و دیوار من
غزل شمارهٔ 2133بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
غزل شمارهٔ 2134نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
غزل شمارهٔ 2138ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو
غزل شمارهٔ 2142چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از او
When laughter leaps forth from me, I keep laughter hidden from him; I make a sour face at him; I shout and scream at him.
غزل شمارهٔ 2144کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو
Whatever comes of the world’s affairs, how does that affect your business? If the two worlds have become an idol-temple, where is that roguish idol of yours?
غزل شمارهٔ 2147چیست که هر دمی چنین میکشدم به سوی او
غزل شمارهٔ 2153ای تو امان هر بلا، ما همه در امان تو
غزل شمارهٔ 2154هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
غزل شمارهٔ 2207در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو
غزل شمارهٔ 2212تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
غزل شمارهٔ 2281ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده
غزل شمارهٔ 2309من، بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
غزل شمارهٔ 2317ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
غزل شمارهٔ 2444چون درشوی در باغ دل مانند گل خوشبو شوی
غزل شمارهٔ 2458سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری
Do not fling stones at the factory of glassmaking, do not strike anew the wounded heart of the broken-hearted.

