Toggle stanza 1
صانعی کوزه ​ای ز برف بساخت
1

صانعی کوزه ​ای ز برف بساخت

کرد پر آب و اندر آب انداخت

2

کوزۀ برف ناگه ازتب و تاب

آب گشت و برآمد آب به آب

3

چیست اندر مَثَل همه عالم

عدمی در میان بحر عدم

4

هرچه را پیش و پس عدم باشد

بود و نابود او بهم باشد

Sources

Persian text source: Ganjoor