بخش 23 - در معنی زناشویی گوید
Toggle stanza 1از غلام آنکه زی عیال آمد
11
از غلام آنکه زی عیال آمد
او ز دنبه به پوستکال آمد
22
نیست کدبانویی و گادن را
زن بد جز طلاق دادن را
33
بندهٔ زن شدن به شهوت و مال
پس براو حکم کردن اینت محال
44
زشت باشد که در زناشویی
بنده باشی و خواجگی جویی
55
بندهٔ زن مشو حرام و حلال
تا نگرداندت عیال عیال
66
جفت در حکم شوی خود باشد
لیک در حکم بنده بد باشد
77
تو چو انگشت گشته از تشویش
زن چو ناخنکنان به ناخن ریش
88
نفقه بر ریش خواجه خط کرده
سبلت او چو کون بط کرده
99
سیم کابین چو طوق در گردن
زرنه بر طاق و خیره غم خوردن
1010
کرد باید زن ای ستوده سیر
لیکن از خان و مان خویش به در
1111
زیرک آنست کو نگاید زن
ننهد در سرای خود شیون
1212
اشتقاقش ز چیست دانی زن
یعنی آن قحبه را به تیر بزن
1313
پس اگر والعیاذباللّٰه باز
بچه در سقف کس کند پرواز
1414
کس ببینی گرفته از سر کین
ریش بابا ز ناز در سرگین
1515
پس چه گویم که هرکه عاقلتر
پیش سحبان کیر باقل تر
Sources
Persian text source: Ganjoor

