Toggle stanza 1
نفس کو مر ترا چو جان دارست
1

نفس کو مر ترا چو جان دارست

بی‌ تو در جسم تو بسی کارست

2

گرچه آن پنج شحنه بی‌کارند

سه وکیل از درونت بیدارند

3

آن کند هضم و این کند قسمت

آن برد ثفل و این نهد نعمت

4

آن نماید ره این کند تدبیر

این شود حافظ آن کند تعبیر

5

آن نبینی که چون به خواب شوی

فارغ از زحمت و عذاب شوی

6

از برای فراغت و خوابت

وز برای صلاح و اسبابت

7

اندرین خاکدان ز آتش و باد

ز آب روی تو برد خاک نژاد

8

تا ترا بر سریر سرِّ خرد

بنشاند ز بهرِ راحت خود

9

تو بر آسوده و خرد بر کار

تو بخفته درونت او بیدار

Sources

Persian text source: Ganjoor