شمارهٔ 59
Toggle stanza 1آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
11
آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
اندر آفاق ندیدم که یکی لمتر کرد
22
گفتمش پوتی و لوتی کنی امروز مرا
دست بر سر زد و پس پای سبک در سر کرد
33
دست در گردنم آورد پس او از سر لطف
گوش و آغوش مرا پر گهر و زیور کرد
44
تا تو آبی خوری آن جان جهان بیمکری
پشتم از آب تهی و شکم از نان پر کرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

