شمارهٔ 47

Toggle stanza 1
مرا به غزنین بسیار دوستان بودند
1

مرا به غزنین بسیار دوستان بودند

به نامه‌ای ز من آن قوم را نیامد یاد

2

مگر که جمله بمردند و نیز شاید بود

خدای عزوجل جمله را بیامرزاد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 952

ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد

قفس شکسته‌ام و آشیان نمانده به یاد

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 911

خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

مقیم کنج قناعت درین خراب آباد

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 143

اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد

به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ

شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 101

به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق

به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد

HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 7

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد

بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 27

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 918

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 928

ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول مباد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 929

Sources

Persian text source: Ganjoor