غزل شمارهٔ 385
Poet: Sanai
Toggle stanza 1عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
باد دستی خاکیی بی آبی آتشپارهای
زین یکی شنگی بلایی فتنهای شکر لبی
پای بازی سر زنی دردی کشی خونخوارهای
گه در ایمان از رخ ایمان فزایش حجتی
گاه بر کفر از دو زلف کافرش پتیارهای
کی بدین کفر و بدین ایمان من تن در دهد
هر کرا باشد چنان زلف و چنان رخسارهای
هر زمان در زلف جان آویز او گر بنگری
خون خلقی تازه یابی در خم هر تارهای
هر زمان بینی ز شور زلف او برخاسته
در میان عاشقان آوازهٔ آوارهای
نقش خود را چینیان از جان همی خدمت کنند
نقش حق را آخر ای مستان کم از نظارهای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آه از آن رخسار برق انداز خوش عیارهای
صاعقه است از برق او بر جان هر بیچارهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2788
ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهای
چون به اصل اصل خویش آید چنین هر پارهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2805
ای در آتش از هوایت نعل هر سیارهای
از بیابان تمنای تو خضر آوارهای
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6656
Sources
Persian text source: Ganjoor

