شمارهٔ 155 - در مدح بهرامشاه

Toggle stanza 1
خواجه سلام علیک کو لب چون نوش او
1

خواجه سلام علیک کو لب چون نوش او

پستهٔ دربار او لعل گهر پوش او

2

کی به اشارت ز دور چشم ببیند لبش

زان که نداند همی شکل لبش هوش او

3

چشم کجا بیندش از ره صورت از آنک

هست نهان جای عقل در لب خاموش او

4

جای فرشتست و دیو چشم قوی خشم او

حجلهٔ عقلست و جان گوش سخن کوش او

5

گشت پر از ابرویم چشم جهانی از آنک

خرمن مهرست و ماه قند ز شب پوش او

6

مایه قهرست و لطف ناوک دلدوز او

پایهٔ کفرست و دین جوشن و شب پوش او

7

از سر شوخی و ناز برکشد او چشم تو

گر تو ز زور و دروغ بر نکشی گوش او

8

دی چو سناییش دید نیک بر بندگیش

تا به ابد مانده گیر غاشیه بر دوش او

9

در هوس هجر او دوزخیانند خلق

شاه بهشتست و بس از بر و آغوش او

10

سلطان بهرامشاه آنکه بود روز صید

کرکس و شیر فلک پشه و خرگوش او

Sources

Persian text source: Ganjoor

شمارهٔ 155 - در مدح بهرامشاه — Divan-e Ashʿar · ZindeRood