قصیدهٔ شمارهٔ 157 - دعوت به زهد و ستایش سید فضل‌الله

Poet: Sanai

Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

Rhyme: ین

Poems with the same metre and rhyme: 23

Poetic form: Qasida

Toggle stanza 1
هر که را ملک قناعت شد مسلم بر زمین
1

هر که را ملک قناعت شد مسلم بر زمین

ز آسمان بر دولت او آفرین باد آفرین

2

عز دین از جاه دنیا کس نجست اندر جهان

جاه دنیا را چکارست ای پسر با عز دین

3

رستگاری هر دو عالم در کم آزاری بود

از بد اندیشان بترس و با کم‌آزاران نشین

4

مر ترا گفتند دست از مردمان کوتاه کن

تو چرا چون ابلهان کوتاه کردی آستین

5

نامهٔ کوته نکو باشد به هنگام حساب

جامهٔ کوته چه خواهی کرد ای کوتاه بین

6

ای برآورده سر کبر از گریبان نفاق

نه به رعناییت یار و نه به قرایی قرین

7

سبلت خود پست کردی دولت مستیت از آن

پستی و هستی بد آید هستی و پستی گزین

8

تو به خرسندی بدل کن حرص را گر مردمی

کاولین نعم‌البدل شد آخرین بش‌القرین

9

هیچ بیرونت نیست کار این جهان از نیک و بد

رحمت فردوس از آنست و عذاب گور ازین

10

یک زمان ز آب شریعت آتش شهوت بکش

پس عوض بستان تو دیوی را هزاران حور عین

11

دل چو مردان سرد کن زین خاکدان بی‌وفا

آن گهٔ بستان کلید قصر فردوس برین

12

ظاهری زیبا و نازیبا مر او را باطنی

از درون چون سر که باشد وز برون چون انگبین

13

شاه را گویی که مال این و آن غارت مبر

پس ز شاه افزون طمع داری به مال آن و این

14

روی چون طابون و اندر زیر آن طابون طمع

آنت کاری با تهور اینت کاری سهمگین

15

از چنین بیشه چه جویی نزد هر کس آبروی

به بود زین آبرو ای خواجه آب پارگین

16

وقت دادن موش تر باشی چو بستانی چرا

در نیابد گرد شبدیز ترا شیر عرین

17

خود سزای سبلت تو دولت شه کرد و بس

شاه را دولت چنان باشد ترا سبلت چنین

18

تو چرا از طیلسان چندین ترفع می‌کنی

طیلسانست آنکه داری یا پر روح‌الامین

19

نیک بختیت آرزو باشد فضول از سر بنه

رو بر سید شو و از خوان او نان ریزه چین

20

سید فرزانه فضل‌الله بی‌مثل آنکه هست

آفتاب خاندان طیبین و طاهرین

21

آنکه اندر حق او یک رنگ بینم در جهان

خواه گویی تاج باش و خواه گویی پوستین

22

آنکه ناید گر به دست آیدش بر پا شد همه

گنج باد آورد ز استظهار میرالمومنین

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین

هرکجا پا می‌نهی آیینه می‌بوسد زمین

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2556

بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین

نقش پای جلوه‌ای داریم در خط جبین

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2558

نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین

سرنوشت ماست نام دیگران ‌همچون نگین

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2560

گفت دانایی چو پرسیدم که قلب العبد این

از سر بینش که قلب العبد بین الاصبعین

JamiDivan-e Ashʿarاشعار پراکندهشمارهٔ 2

برتر آمد در علو این منزل از چرخ برین

نیست با این منزلت یک خانه در روی زمین

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 21

جامی ارباب کرم نایاب چون عنقا شدند

اهل همت را بود قاف قناعت فرض عین

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 37

ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین

اهل بینش را تماشای جمالت فرض عین

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 739

ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین

خواهم از شوقش به صحرا رو نهادن بعد ازین

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 742

هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین

کو به نقشی دیگر آید سوی تو، می‌دان یقین

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1937

نازنینی را رها کن با شهان نازنین

ناز گازر برنتابد آفتاب راستین

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1938

Sources

Persian text source: Ganjoor