غزل شمارهٔ 742
Poet: Jami
Toggle stanza 1ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین
ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین
خواهم از شوقش به صحرا رو نهادن بعد ازین
هر کجا منزل کند شب گر تواند زآسمان
مه زند بهر نزولش خیمه بر روی زمین
توسن عقلم که از عشق بتان سر می کشد
عشوه آن شهسوار آخر کشیدش زیر زین
آن سپاهی را نبینم جز به لشکرگاه حشر
گر چنین آرد سپاه هجر بر جانم کمین
زارم از دوری خدا را ای که سویش می روی
چشم خود می بخشمت بستان و از دورش ببین
کحل دولت خواهی از میل سعادت دیده را
خاکی از پایش بجو خاشاکی از راهش بچین
کمترین بندگان جامی به یادش داد جان
هیچ کس یادش نداد از بندگان کمترین
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
هرکجا پا مینهی آیینه میبوسد زمین
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2556
بیسراغی نیست گرد هستی وحشت کمین
نقش پای جلوهای داریم در خط جبین
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2558
نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
سرنوشت ماست نام دیگران همچون نگین
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2560
هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
کو به نقشی دیگر آید سوی تو، میدان یقین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1937
نازنینی را رها کن با شهان نازنین
ناز گازر برنتابد آفتاب راستین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1938
عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین
جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1972
موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
از فراق دلبری کاسدکن خوبان چین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1973
ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1974
یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1980
صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین
عقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمین
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 476
Sources
Persian text source: Ganjoor

