شمارهٔ 84
Poet: Sanai
Toggle stanza 1مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید
مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید
به رنج بردن تو چرخ زی تو نگراید
چو روزگار فرو بست تو از آن مندیش
که آنگهی که بباید گشاد بگشاید
چو بستههای زمانه گشاده خواهد گشت
چنان گشاید گویی که آن چنان باید
وگر نیاز برد نزد همچو خویشتنی
از آن نیاز اسیر و ذلیل باز آید
چو اعتقاد کند گر کسش نیاید هیچ
خدای رحمت پس آنگهیش بنماید
به دست بنده زحل و ز عقد چیزی نیست
خدای بندد کار و خدای بگشاید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید
چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1040
وفا ز یار جفاکار چون نمی آید
جفا ز یار وفادار هم نمی شاید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 937
مستی از خانه بیرون آمد، و در میانه راه بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.
بعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.
JamiBaharistanروضهٔ ششم (در مطایبه)بخش 7
خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید
ز حسن منظر آن دیده ای بیاساید
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 159
تنم ز رنج فراوان همی نیاساید
دلم از انده بی حد همی بفرساید
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 60
اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید
که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمیآید
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 230
نماز شام چو خورشید در غروب آید
ببندد این ره حس راه غیب بگشاید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 943
سپیده دم بدمید و سپیده میساید
که ویس روز رخ خویش را بیاراید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 953
به حسن دلبر من هیچ در نمیباید
جز این دقیقه که با دوستان نمیپاید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 276
فراق را دلی از سنگ سختتر باید
مرا دلیست که با شوق بر نمیآید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 279
Sources
Persian text source: Ganjoor

