شمارهٔ 207
Toggle stanza 1در شهر مرد نیست ز من نابکارتر
در شهر مرد نیست ز من نابکارتر
مادر پسر نزاد ز من خاکسارتر
مغ با مغان به طوع ز من راستگوی تر
سگ با سگان به طبع ز من سازگارتر
از مغ هزار بار منم زشت کیشتر
وز سگ هزار بار منم زشت کارتر
هر چند دانم این به یقین کز همه جهان
کس راز حال من نبود کارزارتر
اینست جای شکر که در موقف جلال
نومیدتر کسی بود امیدوارتر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر
دل نیست در جهان ز دل من فگارتر
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1105
شبلی را - قدس الله تعالی سره - شوری افتاد، به بیمارستان بردند جمعی به نظاره وی رفتند پرسید که شما کیانید؟ گفتند: دوستان تو سنگ برداشت و بر ایشان حمله کرد جمله بگریختند بخندید گفت: بازآیید ای مدعیان که دوستان از دوستان نگریزند و از سنگ جفایشان نپرهیزند.
آن است دوستدار که هر چند دشمنی
JamiBaharistanروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 13
از خط سبز چهره شود آبدارتر
در نو بهار، صبح بود بی غبارتر
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4722
Sources
Persian text source: Ganjoor

