غزل شمارهٔ 160

Poet: Sanai

Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

Rhyme: ار

Poems with the same metre and rhyme: 38

Poetic form: Ghazal

Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1
ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
1
ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
تا زمانی می خوریم از دست ساقی بی‌شمار
2
از نشاط آن که دایم در سرم مستی بوَد
عمرهای خوش بگذرانم بر امید غم‌گسار
3
هست خوش باشد کسی را کاو ز خود باشد بری
خوش بود مستی و هستی خاصه بر روی نگار
4
من به حق، باقی شدم اکنون که از خود فانی‌ام
هان ز خود فانیِ مطلق شو به حق شو استوار
5
دل ز خود بردار ای جان تا به حق فانی شوی
آن که از خود فارغ آمد فرد باشد پیشِ یار
6
من به خود قادر نی‌ام زیرا که هستم ز‌آب و گل
چون بُوَم جایی که هستم چون یتیمی دل‌فگار

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

با همه بی‌دست و پایی اندکی همت‌گمار

آسمان می‌بالد اینجا کودک دامن سوار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1662

تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار

جام می‌خواهم در این میخانه یک طاووس‌دار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1663

جسم غافل را به اندوه رم فرصت چه‌کار

کاروان هر سو رود بر خویش می‌بالد غبار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1664

چشم تعظیم از گران‌جانان این محفل مدار

کوفتن‌ گردد عصا، کز سنگ برخیزد شرار

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1665

این مقام خوش که می بخشد نسیم وصل یار

خیر دار حل فیها خیر ارباب الدیار

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 10

عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یار

یار ما ناداده بوسه می کند از ما کنار

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 169

شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار

یعنی از آب شفق گون جام زر خالی مدار

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 437

گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار

خاصه بعد از محنت هجران و درد انتظار

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 439

عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1060

عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

زندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1061

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor