غزل شمارهٔ 3742
Poet: Saib
Toggle stanza 1شراب روز دل لاله را سیه دارد
11
شراب روز دل لاله را سیه دارد
ازین سخن مگذر سرسری که ته دارد
22
فروغ مشعل خورشید کرم شب تاب است
چنین که زلف تو روز مرا سیه دارد
33
چه فیضها صدف از پرتو خموشی یافت
گهر شود به کفش آب، هرکه ته دارد
44
چگونه بدر نگردد هلال غبغب او؟
ز ناز بالش خورشید تکیه گه دارد
55
عنان گسسته چو سیلاب می روم، بفرست
توجهی که عنان مرا نگه دارد
66
چسان برون ندهم شعله شکایت را؟
ازان دلی که چو مجمر هزار ره دارد
77
گشود بند قبا بی حجاب، آه کجاست
که چشم روزن این خانه را نگه دارد
88
درازدستی در کاروان احسان نیست
وگرنه چندین یوسف هنر به چه دارد
99
کسی که فکر سر خود نمی کند صائب
همیشه باد به کف، خاک در کله دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

