غزل شمارهٔ 5552
Poet: Saib
Toggle stanza 1از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
که چون برگ خزان دیده است روز دست تدبیرم
ز اقلیم اثر برگشتن آه من نمی داند
به عنقا می رساند نسبت خود را پرتیرم
اگر غافل به صید بیگناهی شست بگشایم
چو زخم تازه خون گردد روان از چشم زهگیرم
بلند افتاده طاق سرگرانی کعبه او را
و گرنه چین کوتاهی ندارد زلف شبگیرم
از آن در جستجوی کام، چرخم در بدر دارد
که از هر در فزاید حلقه دیگر به زنجیرم
ز بس کز دور گردون محنت و غم دیده ام صائب
هلال عید آید در نظر چون ناخن شیرم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
که آواز پر طاووس میآید به زنجیرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2178
نمیباشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم
زهستی تا عدم پیچیده است آواز زنجیرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2180
چو آنم دسترس نبود که روزی دامنش گیرم
روم باری به حسرت زیر بار توسنش میرم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 597
گنهکار غیورم مزد بیخدمت نمیگیرم
از آن داغم که بر تقدیر او بستند تقصیرم
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 35
Sources
Persian text source: Ganjoor

