Toggle stanza 1
کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش
1

کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش

چشم امیدش بود پیوسته در دنبال خویش

2

چون مگس در دامگاه عنکبوتان، کرده ام

دست و پا گم ازهجوم رشته آمال خویش

3

خواب راحت می کنم در سایه بال هما

تا ز استغنا کشیدم سربه زیربال خویش

4

می شود بر دیده خونبار من عالم سیاه

هرگه اندازم نظر برنامه اعمال خویش

5

جوی خون از دیده آیینه می گردد روان

پرده بردارم اگر از صورت احوال خویش

6

نیست اظهار جوانی، خجلت بی حاصلی است

این که می دارم نهان ازهمنشینان سال خویش

7

داغ می بخشد ثمر گفتار هرجا درد نیست

پیش بیدردان مکن اظهار صائب حال خویش

Sources

Persian text source: Ganjoor