Toggle stanza 1
پرده بردار ز رخسار که دیدن داری
1

پرده بردار ز رخسار که دیدن داری

سربرآور ز گریبان که دمیدن داری

2

منت خشک چرا می کشی از آب حیات؟

تو که قدرت به لب خویش مکیدن داری

3

چشم بد دور ز مژگان شکار اندازت

که بر آهوی حرم حق تپیدن داری

4

می چکد گرچه طراوت ز تو چون سرو بهشت

قامتی تشنه آغوش کشیدن داری

5

فکر تسخیر تو چون در دل عاشق گذرد؟

که در آیینه ز خود فکر رمیدن داری

6

می کنم رحم به دلسوختگان ای لب یار

گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری

7

صائب این پنبه آسودگی از گوش برآر

اگر از ما هوس ناله شنیدن داری

Sources

Persian text source: Ganjoor