Toggle stanza 1
ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم
1

ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم

دست ازین نه خرقه در گهواره بیرون کرده ایم

2

چون خمار خود به آب زندگانی بشکنیم؟

ما که می در جام ازان لبهای میگون کرده ایم

3

چون به پای کاروان عقل بسپاریم راه؟

ما که با فرهاد و مجنون سیر هامون کرده ایم

4

ساعت بد نیست در تقویم ما روشندلان

صلح کل با ثابت و سیار گردون کرده ایم

5

از جنون مایه دار ماست شور نوبهار

از زکات عشق خود، تعمیر مجنون کرده ایم

6

عمر اگر باشد تماشای اثر خواهید کرد

نعره مستانه ای در کار گردون کرده ایم!

7

گرچه در پرده است صائب عشق شرم آلود ما

ای بسا لیلی نگاهان را که مجنون کرده ایم

Sources

Persian text source: Ganjoor