Toggle stanza 1
بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت
1

بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت

قانعم با دل بیدار ز بیداری بخت

2

شکر این نعمت عظمی چه توانم کردن

که به دولت نرسیدم ز مددکاری بخت

3

شکوه از بخت گرانخواب ز کوته نظری است

که سبکسیر بود مدت بیداری بخت

4

از برومندی ظاهر دل چون آینه را

غوطه در زنگ دهد جامه زنگاری بخت

5

با هنر طالع فرخنده نمی گردد جمع

که بود محضر دانش خط بیزاری بخت

6

دو سه روزی است برومندی گلزار امید

سایه ابر بهارست هواداری بخت

7

نیست ممکن که ز یک دست صدا برخیزد

یار اگر یار نباشد چه کند یاری بخت؟

8

صائب ارباب هوس کامروایند همه

هست مخصوص به عشاق سیه کاری بخت

Sources

Persian text source: Ganjoor