Toggle stanza 1
چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن
1

چون به حیرت زدگان است مرا روی سخن

طرف صحبت من صورت دیوار بس است

2

کاروانی جهد از خواب به یک طبل رحیل

در شبستان جهان یک دل بیدار بس است

3

نبرد سبحه تزویر به صد راه مرا

کمر وحدت من حلقه زنار بس است

4

بی نیازست سخنور ز محرک صائب

خامه را ذوق سخن باعث گفتار بس است

5

می گلرنگ من آن روی چو گلنار بس است

نقل من حرفی ازان لعل شکربار بس است

6

نیست چون سیل مرا راهنمایی در کار

کشش بحر مرا قافله سالار بس است

7

پرتو عاریتی نعل در آتش دارد

شمع بالین من از دیده بیدار بس است

8

قیل و قال است گران بر دل روشن گهران

طوطی آینه ام سبزه زنگار بس است

Sources

Persian text source: Ganjoor