Toggle stanza 1
نظر عاشق به خط زان روی انور برنمی دارد
1

نظر عاشق به خط زان روی انور برنمی دارد

به دود تلخ از آتش دل سمندر برنمی دارد

2

بشو از صبر و طاقت دست اگر از عشقبازانی

که بحر بیکران عشق لنگر برنمی دارد

3

چه گل چیند زگلریزان انجم کوته اندیشی

که پهلو از گرانخوابی زبستر برنمی دارد

4

سفر کن از وطن گر آرزوی پختگی داری

که جوش بحر خامی را زعنبر برنمی دارد

5

نهند از تنگدستی خاکیان سر بر خط فرمان

سبو چون شد تهی از پای خم سر برنمی دارد

6

نگردد جمع با رنگین لباسی زیرپا دیدن

که طاوس خودآرا چشم از پر برنمی دارد

7

دل خود را به صد امید کردم چاک، ازین غافل

که بار شانه آن زلف معنبر برنمی دارد

8

مرا در پیچ و تاب رشک دارد طوطیی صائب

که از شیرین کلامی ناز شکر برنمی دارد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2957 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood